در مورد گرمترین نقطه ی جهان بحث ها ی بسیاری وجود دارد. برخی صحرای العزیزیه لیبی که بالاترین دمای ثبت شده در آن 58 درجه سانتیگراد است و برخی دره ی مرگ ( Death valley) در کالیفرنیا با 56 درجه سانتیگراد را گرمترین نقطه جهان می دانند. اما ماهواره سازمان ناسا در كوير لوت دماي 71 درجه سانتيگراد را نیز ثبت کرده است و کارشناسان معتقدند که این دما بالاترین دمای ثبت شده در جهان است.

راندو rando چیست ؟
در پاسخ به چیستی راندو باید پنجره خیال خود را بر روی نقشه ای سازه ای بگشاییم که فضاها و فواصل بی روحش را با اندازه ها نشانه گذاری کرده ایم و لایه ای را با تجسم هایی که هیچ عینیتی در بیرون ندارند بر روی آن خیال اندود کنیم و هستی هایی را پیش بینی کنیم که می تواند باشد.
راندو یک «رسانه» و یا یک «عامل ارتباط» است.ارتباط اجزای طرح با هم، با زمینه با طراح و کارفرما و یا دیگر عوامل درگیر ساخت.
راندو پلی است دو سویه از چیزی به چیز دیگر، از طراح به کاغذ سفید و از کاغذ به ذهن. از طراح به کارفرما و از او به خودش..
نمونه هاي از دستاورد هاي فقر اقتصادي كه باعث پيشرفت و نوآوري شده اند .
ملات كاه گل
در معماري اقشار فقير مي بينيم كه براي اندود ديوار ها و بام از ملات كاه گل استفاده نموده اند علت استفاده از اين ملات بدان علت است كه در برابر ساختمان سازي نياز به اندودي ارزان قيمت و در دسترس كه در برابر رطوبت مقاوم بوده داشته اند و نياز سبب شده كه از دست به شناسايي خاصيت گل رس زده و متوجه اين خاصيت گل رس شده كه در جذب رطوبت متورم شده و يك لايه محافظ در برابر عبور آب مقاوم مي شود ولي از آنجا كه خاك رس بعد از خشك شدن ترك بر مي دارد در اين ملات از كاه استفاده كردند كه به صورت آرماتور عمل مي كند ، استفاده كرده اند
مصالح بوم آورد
يكي ديگر از دست آورد هاي فقر اقتصادي كه باعث پيشرفت بوده استفاده از مصالح بومي بوده است . همانطور كه مي دانيم يكي از اصول در معماري ايراني استفاده از مصالح بومي است و كه علت اصلي استفاده از مصالح بومي اقتصاد ، راحتي و هماهنگي مي باشد كه در معماري هاي كه از نظر اقتصادي مشكلي نبوده ، استفاده از مصالح بومي تقريبا احتياج ديده نمي شده همچون تخت جمشيد و ....
و دستاورد هاي ديگري كه كمابيش با آنها آشنا هستييم و مجال معرفي اين دستاورد ها نيست .
تزئينات در معماري جوامعي كه فقر اقتصادي باعث پيشرفت شده
در معماري اين جوامع ديده شده كه اقتصاد ضعيف تاثيري بر تزئينات و زيبايي شاختمان نگذاشته است و در اين جوامع با آگاهي از عناصر اصلي ساختمان به گونه اي استفاده نموده اند كه زيبايي ساختمان را نيز تامين نمايد و از همه امكانات استفاده بهينه را داشته اند و هيچ عنصري صرفا به عنوان تزئين به كار نمي رفته و از همه عناصر در ساختمان به طور منطقي استفاده مي نموده اند .
رابطه فقر با معماري در جامعه امروزي
در جامعه امروزي با توجه به اينكه ديده شد نياز باعث نو آوري شده ولي در اين جامعه نياز باعث نو آوري نشده است بلكه باعث كاهش فرهنگ و سبب كاهش ارزش هاي فرهنگي و هويتي و زيبايي در ساختمان هاي كه در مناطق فقير نشينمي باشند ، ديده مي شود و حتي در اين جامعه از پيشرفت هاي پيشينيان استفاده نكرده اند .
يكي از عواملي كه موجب ضعف در معماري جامعه كه از فقر اقتصادي رنج ميبرد ، شده است وجود آيين نامه هاي است كه اين آئين نامه ها امكان نو آوري و استفاده از امكاناتي كه مطابق با اقتصاد آن جامعه است را گرفته وآئين نامه ها كاملا تك بعدي عمل نموده است و افراد جامعه كه توان اجراي آئين نامه را از نظر اقتصادي ندارند به دنبال راهكارهاي براي شانه خالي كردن از اجراي آئين نامه مي باشند و عملا اين قوانين دست و پا گير كه مطابقتي با اقتصاد هاي مختلف ندارد مهم ترين علت ضعف معماري جامعه امروزي است
ساختمان بتني ساختماني است كه براي اسكلت اصلي آن از بتن آرمه (سيمان، شن،ماسه وفولادبصورت ميلگردساده ويا آجدار) استفاده شده باشد. در ساختمانهاي بتني سقفها بوسيله دالهاي بتني پوشيده مي شود ، ويا از سقفهاي تيرچه وبلوك ويا ساير سقفهاي پيش ساخته استفاده مي گردد . وبراي ديوارهاي جداكننده (پارتيشن ها) ممكن است از انواع آجر مانند سفال تيغه اي ، آجر ماشيني سوراخ دار، آجر معمولي كوره اي ويا تيغه گچي ويا چوب استفاده شده وممكن است از ديوار بتن آرمه هم استفاده شود درهر حال در اين نوع ساختمانها شاهتيرها وستونها از بتن آرمه (بتن مسلح) ساخته مي شود .
ساختمانهاي فلزي :
در اين نوع ساختمانها براي ساختن ستونها وپلها از پروفيلهاي فولادي استفاده مي شود . در ايران معمولا" ستونها را از تير آهن هاي I دوبل ويا بال پهن هاي تكي (آهنهاي هاش) استفاده مي نمايندومعمولا" دوقطعه را بوسيله جوش به همديگر متصل مي نمايند.سقف اين نوع ساختمانها ممكن است تيرآهن وطاق ضربي باشد ويا از انواع سقفهاي ديگر از قبيل تيرچه بلوك و... استفاده گردد . براي پارتيشن ها مي توان مانند ساختمانهاي بتوني از انواع آجر ويا قطعات گچي ويا چوب يا سفالهاي تيغه اي استفاده نمود .درهر حال جداكننده ها مي بايد از مصالح سبك انتخاب شوند . در بعضي از ممالك برخلاف مملكت ما براي اتصال قطعات از جوش استفاده نكرده بلكه بيشتر از پيچ وپرچ استفاده مي نمايند وبراي ستونها مي توان به جاي تيرآهن از نبشي ويا ناوداني استفاده نمود .
ساختمانهاي آجري :
ساختمانهاي كوچك كه از چهار طبقه تجاوز نمي نمايد مي توان از اين نوع ساختمان استفاده نمود .اسكلت اصلي اين نوع ساختمانها آجري بوده وبراي ساختن سقف ها در ايران معمولا"از پروفيلهاي I وآجر بصورت طاق ضربي استفاده مي گردد . ويا از سقف تيرچه وبلوك استفاده مي شود . در اين نوع ساختمانها براي مقابله با نيروهاي جانبي مانند زلزله بايد حتما" از شناژهاي روي كرسي چيني وزير سقف ها استفاده شود .در ساختمانهاي آجري معمولا" ديوارهاي حمال در طبقات مختلف روي هم قرار مي گيرند واغلب پارتيشنها نيز همين ديوارهاي حمال مي باشند . حداقل عرض ديوارهاي حمال نبايد از 35 سانتي متر كمتر باشد .
ساختمانهاي خشتي وگلي :
اين نوع ساختمانها در شهرها بعلت گراني زمين كمتر ساخته مي شود وبيشتر در روستاهاي دور كه دسترسي به مصالح ساختماني مشكل تر است مورد استفاده قرار مي گيرد .
اسكلت اصلي اين نوع ساختمانها از خشت خام وگل مي باشد وتعداد طبقات آن از يك طبقه تجاوز نمي كند ودرمقابل نيروهاي جانبي مخصوصا" زلزله به هيچ وجه مقاومت نمي نمايند . بايد از ساختن اين نوع ساختمانها مخصوصا"در مملكت ما كه از مناطق زلزله خيز دنيا مي باشد جدا" جلوگيري بعمل آيد .
بجز انواع فوق ساختمانهاي ديگري مثل ساختمانهاي چوبي وسنگي در مناطق جنگلي وكوهستاني به سبب دسترسي به مصالح فوق مورد استفاده قرار مي گيرند .
|
ساروج چیست؟
ساروج در گذر زمان : ساروج یکی از مصالح قدیمی مصرف شده در ایران و بعضی کشورهای کنار خلیج فارس میباشد که تاریخ شروع کاربرد دقیق آن را نمیتوان حدس زد ولی نمونههایی 700 ساله از ساروج هماکنون در نقاط مختلف ایران یافت میشوند. از کشورهای دیگری که ردپایی از ساروج در آن یافتیم و در دانشگاههای آن نیز، به ساروج به عنوان یک ملات نگریسته میشود، کشور عمان میباشد که در دانشگاه «سلطان قابوس» ، حتی مقالههایی نیز در این زمینه ارائه گردیده است. آخرین باری که در ایران از ساروج استفاده شده حدود هشتاد سال قبل و در ابتدای دوره پهلوی بوده که از این تاریخ به بعد این ملات کلا به فراموشی سپرده شده و از صحنه معماری ایران حذف گردیده است و فقط در کتب مصالح به آن اشاره شدهاست. کاربردهای ساروج : - ساروج با توجه به خاصیت اصلی آن یعنی نفوذپذیری بسیار اندک به عنوان روکش در سازههایی که در تماس مستقیم با آب بودهاند مانند آبانبارها ، حوضها ، حمامها و … مورد استفاده قرار گرفته است. - ساروج با توجه به نحوه اجرای آن از سطحی بسیار بسیار صاف و براق برخورداراست که این ظاهر ساروج ، باعث استفاده از آن در امر تزئینات ساختمان گردیده. مواد تشکیل دهنده ساروج : بدنه اصلی ساروج از ترکیب آهک با سیلیس فعال شکل میگیرد. نکته مهم در اینجا فعال بودن سیلیس میباشد که به سیلیس آمورف یا بیشکل معروف است چرا که ساختمان آن بلوری نمیباشد. در گذشته برای تامین سیلیس از خاکستری که در محل با سوزاندن فضولات حیوانی حاصل میشد استفاده میکردند که امروزه میتوان از جایگزینهایی مانند سیلکافوم (میکروسیلیس) استفاده کرد. یکی از معایب اصلی ساروج خاصیت کاهش حجم آن میباشد که با توجه به کاربرد ساروج در امر پوشش ، این خاصیت باعث ترک خوردگی در سطح و در نتیجه ایجاد اختلال در نقش اصلی آن یعنی نفوذناپذیر کردن سطح میشود. برای کاهش اثرات این خاصیت مخرب، در گذشته از الیاف طبیعی که شامل الیاف گیاهی مانند لوئی که از نوعی نی بدست میآمده و همچنین الیاف حیوانی مانند پشم بز و شتر و یا گاهی موی سر انسان ، استفاده میشده است. امروزه میتوان از الیاف مصنوعی مانند الیاف پلیمری ، فلزی و یا شیشهای بجای الیاف مصنوعی استفاده کرد. در بعضی مواقع که مواد اصلی تشکیل دهنده ساروج کمیاب بوده و یا گاهی برای بدست آوردن ساروجهایی با خاصیتهای مختلف از ماسه ریز دانه استفاده میشده است ولی این ماسه کارآیی ملات را پایین میآورده که برای جبران آن از خاک رس استفاده میشده است. گاهی مواد افزودنی خاصی مانند تخم مرغ به ساروج اضافه میشده که فقط باید با آزمایش اثرات دقیق آن را تعیین نمود
برگرفته از سایت http://archigroup.blogfa.com |




ترفندهای محوطه سازی در طراحی فضای سبز
استفاده از مصالح
در هنگام استفاده از مصالح در محوطه سازی پارک ها و باغات نیاز به توجه تکنیکی در این خصوص وجود دارد. مثلا استفاده از کالار سیمان در پارک ها که امروزه رایج شده و بسیاری از جنبه های زیبا شناختی آنها را نابود ساخته است. زیرا سیمان از نظر ساختار بسیار ناپایدار است، هنگامی که اولین برف می بارد بسیار شاداب و پرطراوت به نظر می رسد اما پس از آن کیفیت خود را از دست می دهد. دومین مساله این است که برف سمبل پاکی و عفت است و این درحالی است که سیمان و بتون معنای وحشت و خشونت را به انسان القا می کند. بنابراین از سیمان و بتون می بایست در مکان هایی از پارک که در معرض دید نیستند مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل سنگ نشان دهنده استحکام، وحدت و جاودانگی است. سنگ در بسیاری از ادیان مقدس است. مثلا در دین اسلام سنگ سیاهی که در کعبه زائرین ان را می بوسند و معتقدند که از بهشت آمده و در هنگام نزول از آسمان به رنگ سفید بوده اما در اثر گناهانی که بشر مرتکب شده سیاه شده است.

در قدیم دیوار باغها از ملاط ساخته می شدند که بسیار مهربان تر و ملایم تر از سیمان پورتلندی به نظر می رسید. آهک آبی از طریق حرارت دادن گچ و سنگ آهک بمنظور آزاد شدن دی اکسید کربن، بدست می آید. هنگامیکه این مواد دوباره با آب مخلوط شدند و در معرض هوا قرار می گیرند و دوباره با دی اکسد کربن ترکیب شده و به همان حالت شیمیایی اولیه باز می گردد. دی اکسید کربن به استحکام لایه های بیرونی ملاط می افزاید و بهمین دلیل شاید یک قرن بتواند استحکام خود را حفظ کند. این نوع ملاط امروزه از نظر ساختمان سازان دور مانده است در صورتیکه هنوز هم می توان از آن در محوطه سازی پارک ها و باغات استفاده کرد.
مثلا امروزه استفاده از آجر و خشت به کلی از مد افتاده تلقی می شود. اما باید بدانیم که دوام این محصول می تواند با توجه به کیفیت آن مناسب باشد. خشت های گلی که شهر باستانی بابل به کار می رفته بوسیله شل دادن به گل مرطوب درست شده است. این بلوک های گلی سپس در مقابل نور آفتاب خشک می شوند و در مکان مناسب مورد استفاده قرار می گرفتند و در ساخت خانه ها کاربرد داشته اند.

حدود 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح انسان این مساله را دریافته بود که هنگامی که گل مرطوب خشک شود تبدیل به ماده ای سخت می شود. در آن زمان از گل رس برای ساخت ظروف استفاده می شد. رومی ها مهارت لازم را در ساخت خشت کسب کرده و سپس این هنر را در اختیار مردمان شمال اروپا قراردادند. این خشت ها در قرون وسطی در ساخت دودکش ها و مناره کلیساها مورد استفاده قرار گرفت. البته امکان این نبود که در کوره های آجرپزی ابتدایی این خشت ها در دمای بالایی درست شوند.بعد از 1200 سال پس از میلاد مسیح کشورهای سفلی مانند هلند و جنوب انگلستان مبادرت به ساخت این خشت ها ورزیدند. اما در زمان حاضر این خشت ها و در واقع آجر ها به اندازه استاندارد رسیده اند اما در ساخت دیوار باغاها کاربردی ندارند، آجرهای دست ساز از نظر ساختار به گونه ای هستند که هرگز ماشین نمی تواند ان را بسازد؛ آجر های دست ساز را می توان به اندازه مورد نیاز ساخت. این طور به نظر می رسد که آجرهای دست ساز از نظر زیبایی و آذین بندی بهتر از آجرهای کارخانه ای است، البته هزینه دستمزد ساخت آنها از مواد خام بیشتر می شد؛ این مساله هم حل شد و زیبایی حاصله جای خود را به پرداخت هزینه های کلان داد. در دهه سوم قرن بیستم "وینستون چرچیل" به ساخت خشت و آجر و کارگران این حرفه بسیار اهمیت می داد.

سفال هم یکی از مصالح قدیمی است که در امر محوطه سازی باستان اهمیت بسیاری داشته است. سفال همان گل رس است که در دمایی پایین تر از کوره آجرپزی خشک می شود و به رنگ سرخ بسیار زیبایی در می آید و در گذشته بیشتر در ساخت ظرف و ظروف مورد استفاده قرار می گرفت. امروزه بسیاری از کارخانه ها به جای اساتفاده از پلاستیک و بتون استفاده از این ماده را توصیه می کنند. بسیاری از باغهای بر جای مانده از مصر باستان و روم دارای دیوارهای رنگین بوده اند که دلیل آن استفاده از گل رس و سفال بوده است. در زمان برگزاری فستیوال ها برای تزئینات روی دیوارهای پارک ها و باغها می توان از سفال استفاده کرد. هن.ز هم "توسکانی" در ایتالیا در مرکز ساخت سفال قرار دارد.

استفاده از سایه ها
حرکت دورانی زمین، حرکت قابل پیش بینی و تدریجی سایه را در صفحه یک ساعت آفتابی سبب می شود. یک اصل مهم در این زمینه این است که ساعت آفتابی می بایست در یک مکان دقیق و حساب شده طراحی شود و انتخاب این مکان از اهمیت خاصی برخوردار است. طول عقربه ساعت آفتابی به زمان، عرض جغذافیایی ساعت آفتابی، موقعیت زمین در چرخش روزانه این بستگی دارد. وضعیت سایه عقربه های در دو ساعت آفتابی همسان یک زمان واحد اما در دو باغ متفاوت، هیچگاه یکسان نخواهد بود.
نور خورشید در اثر تبدیل هیدروژن به هلیوم تولید می شود و 8 دقیق زمان می برد تا مسافت 149.6 میلیون
کیلومتری از خورشید به زمین را بپیماید. اگر در ساختمان این ساعت ها به دقت بنگریم تا حدودی شگفت زده خواهیم شد. این ساعت ها بیشتر در بالای برج کلیسا نصب می شود چون زمان امر مقدسی است. چون این ساعت ها خودبخود تنظیم می شوند و اصلا نیازی به تنظیمات ندارد.
یکی از صاحبنظرن در مورد این ساعت ها می گوید : "خدای بزرگی که خورشید را طوری قرار داد تا بر شب و روز فرمانروایی کند و ستاره ها را آفرید تا شب را مغلوب خود کنند، طبیعت بشر را هم طوری خلق کرده که با این تغییرات متناوب سازگاری داشته باشد و این میل را در وجود او قرار داده تا همواره در صدد پی بردن به چگونگی گذران دقایق و لحظه ها و در نهایت زندگی باشد.
ساعت آفتابی تنها 4 روز در طول سال با ساعت های مکانیکی مطابقت می کند: 16 آوریل، 14 ژوئن، 2 سپتامبر و 25 دسامبر و در طول سال کبیسه هم این تطابق تا حدودی وجود دارد. در روزهایی غیر از این تاریخ هایی که ذکر شد در بقیه روزها در حدود 16 دقیقه این زمان عقب تر از زمان رسمی و یا 14 دقیقه جلوتر از زمان رسمی می باشد. علت این امر این است که زمین در مدار بیضی شکلی دوران می کند و زمانی که به خورشید نزدیک می شود حرکتش سریعتر
می شود. هنگامی که سرعت حرکت خورشید بیشتر می شود، زمان خورشیدی جلوتر از زمانی که بر روی ساعت های مکانیکی نشان داده می شود، است.
ساعت های آفتابی باید طوری تنظیم شوند که اطلاعات نجومی را منعکس کنند. مثلا هنگامیکه سرعت کند و یا تند می شود این مسئله را نشان می دهد که سرعت زمین افزایش و یا کاهش یافته است. قرار دادن یک صفحه میزانگر در صفحه ساعت آفتابی می تواند این زمان را به زمان رسمی تبدیل کند.
چون ساعت های مکانیکی چون با زمان رسمی و استاندارد یک کشور تنظیم می شوند در بشتر موارد نمی توانند ظهر واقعی را نشان دهند. مثلا اگر انسان بخواهد بداند که خورشید چه موقع به سمت الرأس خود می رسد و باغ در چه وقت به بیشترین میزان روشنایی دست پیدا می کند. علامت و مشخصه ظهر راهترین راه برای نشان دادن سمت الرأس خورشید است. این مشخصه می تواند خط راستی باشد که در امتداد سایه محور عمود در هنگام ظهر می افتد
مأخذ : www.gardenvisit.com
نقش ایده در معماری
نکته ی مهم، چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده است. زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کردهاند، به معماری، به اندازه ساختن ساختمانی به شکل خرچنگ، مضحک است. ذهن کنجکاو، عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس، شناخته شده است، استخراج میکند و سپس آن را به زبان مناسب پروژه ترجمه میکند.در طول زمان، معانی اولیه فراموش میشوند، کاربریها عوض میشوند و آنچه باقی میماند فرم است. به همین جهت، صحیح است که شکلگیری ایده یا تبلور آن، مسیر خود را طی کند.
معماری پیش از آنکه یک ساختمان باشد؛ یک تفکر، یک اختراع و یک واقعۀ پیشبینی نشده است. اختراع معمولاً زمانی صورت میگیرد که به یک راه حل استثنایی نیاز باشد و کار معماری، همواره در شرایطی صورت میپذیرد که به لحاظ زمانی، مکانی یا موضوعی، منحصر به فرد محسوب میشود و بنابراین نیاز به اختراع دارد.
کار اصلی معمار، یافتن جوهر منحصر به فرد هر پروژه و پرداختن به آن است. از این طریق، ایده تولید میشود و در کنار ساختمان، که راه حلی برای مسئلهای محدود و مشخص است، فرهنگ معماری نیز به پیش میرود..
ایده ابزاری برای گفتگو و پیشنهاد راه حلی مکمل است، آن هم نه راه حلی که به صورت نقطه ضعف درآید و سرنوشتی انگلوار داشته باشد. اگر در گذشته تنها ابنیۀ بسیار خاص، به ایدههای نوین دست مییافتند و اکثر سازندگان به استفاده از ایدۀ گذشتگان یا تکمیل تدریجی آنها میپرداختند، امروزه وضعیت کاملاً متفاوت است و معماری اگر صاحب ایده نباشد؛ نه تنها به لحاظ فرهنگی بیارزش است، بلکه حتی به جای پرداختن به مسایل پروژه، ناچار است به دور آنها بچرخد و با شعبده بازیهای سلیقهای، مشروعیت ظاهری برای خویش کسب کند.
«ایده » همواره ماهیتی جهانی است ولی سلیقه محلی است.به دلیل فقدان ایده است که اینقدر از نفوذ معماری جهانی به کشور نگران میشویم. تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی نیز تولید ایدههایی اصیل و باارزش است. معماری ما هم زمانی که دارای ایده بود، مسئله تهاجم فرهنگی را حل کرده بود. پیش بینی میشود که در آیندهای نزدیک، عمدهترین فعالیت بشر، تولید ایده خواهد بود و روباتها و کامپیوترها بقیۀ کارها را انجام میدهند. تولید ایده در حقیقت یکی از مهمترین فعالیتهای مغز است که کامپیوتر قادر به انجام آن نیست


طراحی فضای نشیمن

امروزه به دلایل گوناگون اتاق نشیمن با پذیرایی ادغام شده
عموماً فضای نشیمن نوری طبیعی دارد ...تلویزیون در آنجاست...شومینه...بعضی موارد کتابخانه...مبل راحتی.و............
عکس های فوق مربوط به طراحی داخلی پذیرایی می باشد
هنر طراحی داخلی یا دکوراسیون یکی از شاخه های هنر معماری می باشد که متاسفانه در کشور ما بدان توجه چندانی نمی شود . (v3k2.blogfa)
نقش نور
در معماری برای تاكید بیشتر بر روی برخی از بخشهای نما میتوان از نور طبیعی بهره جست بدین گونه كه با ایجاد برآمدگیها و فرورفتگیهایی بر روی محل مورد نظر، سایههایی در بخشهایی از نما ایجاد نمود كه تاكیدی بر روی بخش مذكور باشند
برای مثال به منظور كشیدهتر نمایش دادن ارتفاع یك حجم میتوان با ایجاد برآمدگیهایی باریك و بلند سایههای عمود و طویل ایجاد كرد تا نما كشیدهتر به نظر آید و یا اینكه برای نمایش بخشهای شاخص بنا همانند ورودیها میتوان با ایجاد حفرههایی عمیق بر روی حجم، بخشهای مورد نظر را با سایه مشخص نمود. از روشهای دیگری كه كاربرد پوشاندن سطوح یكپارچه نما با عناصر همسان و برجسته میباشد كه منجر به ایجاد بافتی مركب از نور و سایه است كه در این گونه بناها، سایه به عنوان عنصری مهم در طرح نماد دخیل میباشد.
استفاده از مصالح متنوع در كنار یكدیگر كه دارای خاصیت انعكاسی متفاوتی باشند نیز میتواند جلوههای خاصی در نما ایجاد كند.
برای مثال به منظور تاكید بر روی بخشهایی از نما میتوان آنها را با پوششهای فلزی آراست و در سایر سطوح از مصالحی با خاصیت انعكاسی كمتر استفاده نمود.
بدین ترتیب در اثر انعكاس شدید حاصل از برخورد نور به سطوح فلزی، بخشهای مورد نظر مهمتر جلوه میكنند.
1- انیستیتو معماری در امریکا:
2- یک کلکسیون جالب در زمینه معماری:
3-مجله الکترونیکی درباره هنر و معماری در هزاره سوم:
4-تهیه نرم افزارهای معماری و طراحی:
5- مرجع محصولات نرم افزاری Autodesk در زمینه معماری :
6-انواع افزودنیهای مورد نیاز برای نرم افزار Acad:
7-مرکز تحقیقات ساختمانی انگلستان(BRE):
8- اگر به دنبال اخبار، لیست معماران، طراحان و یا هر چیز دیگری در زمینه معماری می گردید آن را در آدرس زیر بدست آورید:
تشبیه سکوت به صفحه سفیدی که موسیقی بر آن نقش میشود، چندان صحیح نیست. در واقع سکوت، یکی از رنگهای موجود در جعبه رنگ آهنگساز است. آنچه موسیقی جز را از قالبهای دیگر موسیقی مجزا میکند این است که هر نوازنده –از طریق بداهه نوازی- به نوعی آهنگساز هم محسوب میشود و باید شیوه استفاده موثر از سکوت را به خوبی بشناسد.
من غالبا به لزوم وجود یک کلاس تخصصی برای تدریس نقش سکوت در موسیقی فکر میکنم، زیرا میزانهای سکوت در واقع زمان انتظار نیستند بلکه زمانی برای شنیدن فعال یا به عبارتی درک اهمیت صدایی که شنیده ایم، هستند، حالتی که در یک گفتگوی خوب پیش می آید.
فوت و فن در موسیقی جز از بالاترین اهمیت برخوردار است و به کار گرفتن سکوت، بخشی از این تکنیک یا فوت و فن به شمار میرود. اینکه چه زمانی فضای صوتی خالی مانده و باید با نتها پر شود و اینکه گاهی به صدا در نیاوردن ساز میتواند به همان اهمیت صحیح نواختن نتها باشد، جزئی از دانش لازم برای تبدیل شدن به یک نوازنده موفق جز است.
به کار گیری سکوت برای مدت بسیار کوتاه (در حد یکی دو ضرب) یا مدت بیشتر (میزان بعد از میزان)، هر یک تاثیری متفاوت بر روی شنونده باقی میگذارند. این کار میتواند تاکید بیشتری بر نوای سازهای دیگر محسوب شود زیرا با سکوت یک ساز، پاساژهای اجرا شده توسط نوازندگان دیگر، برجسته تر شده و به گوش شنونده میرسند.
چند ضرب سکوت، میتواند اشتیاق شنونده را نسبت به آنچه خواهد شنید افزایش دهد. به این ترتیب سکوت میتواند موجد حس انتظار و پیش بینی باشد.اگر ما این دو عامل را به عنوان تنش و رهایی در نظر بگیریم، سکوتی که پس از یک عبارت موسیقایی میآید میتواند شنونده را از تنش ایجاد شده توسط موسیقی رها سازد و از طرف دیگر میتواند با در انتظار نگه داشتن شنونده برای شنیدن عبارت بعد، خود عامل بروز تنش باشد. طول زمان یک سکوت، فاصله بین دو سکوت و حجم سکوت (که بسته به تعداد نوازندگانی که در یک زمان سکوت میکنند بستگی دارد)، همه با هم بر شنونده تاثیر میگذارند. این تاثیرات، تجربه شنیداری هر شنونده را رنگ آمیزی میکنند.
علاوه بر اینها، سکوت با کاستن از درهم ریختگیهای صوتی، به هر عبارت صوتی رنگ میبخشد. هنگامی که در هنگام گفتگو، طرفین مکالمه تنها به ابراز عقیده مداوم بپردازند و کلمات از دهانشان به بیرون پرتاب شود، فضایی خفه ایجاد میکند، موسیقی نیز همینطور است، در این حالت موقعیت شنونده بسیار غیر قابل تحمل میشود. دانستن این که چه زمانی و به چه مقدار از سکوت استفاده کنیم، بخشی از یک مکالمه موفق و یکی از مهمترین تواناییهای هر موسیقی دانی است.
آشنايي با كامپوزيتها
در كاربردهاي مهندسي، اغلب به تلفيق خواص مواد نياز است. به عنوان مثال در صنايع هوافضا، كاربردهاي زير آبي، حمل و نقل و امثال آنها، امكان استفاده از يك نوع ماده كه همه خواص مورد نظر را فراهم نمايد، وجود ندارد. به عنوان مثال در صنايع هوافضا به موادي نياز است كه ضمن داشتن استحكام بالا، سبك باشند، مقاومت سايشي و UV خوبي داشته باشند و .... از آنجا كه نمي توان مادهاي يافت كه همه خواص مورد نظر را دارا باشد، بايد به دنبال چارهاي ديگر بود. كليد اين مشكل، استفاده از كامپوزيتهاست. كامپوزيتها موادي چند جزئي هستند كه خواص آنها در مجموع از هركدام از اجزاء بهتر است.ضمن آنكه اجزاي مختلف، كارايي يكديگر را بهبود ميبخشند. اگرچه كامپوزيتهاي طبيعي، فلزي و سراميكي نيز در اين بحث ميگنجند، ولي در اينجا ما تنها به كامپوزيتهاي پليمري ميپردازيم
در كامپوزيتهاي پليمري حداقل دو جزء مشاهده ميشود:
1. فاز تقويت كننده كه درون ماتريس پخش شده است.
2. فاز ماتريس كه فاز ديگر را در بر ميگيرد و يك پليمر گرماسخت يا گرمانرم ميباشد كه گاهي قبل از سخت شدن آنرا رزين مينامند.
خواص كامپوزيتها به عوامل مختلفي از قبيل نوع مواد تشكيل دهنده و تركيب درصد آنها، شكل و آرايش تقويت كننده و اتصال دو جزء به يكديگر بستگي دارد.از نظر فني، كامپوزيتهاي ليفي، مهمترين نوع كامپوزيتها مي باشند كه خود به دو دستة الياف كوتاه و بلند تقسيم ميشوند. الياف ميبايست استحكام كششي بسيار بالايي داشته، خواص ليف آن (در قطر كم) از خواص توده ماده بالاتر باشد. در واقع قسمت اعظم نيرو توسط الياف تحمل ميشود و ماتريس پليمري در واقع ضمن حفاظت الياف از صدمات فيزيكي و شيميايي، كار انتقال نيرو به الياف را انجام ميدهد. ضمناَ ماتريس الياف را به مانند يك چسب كنار هم نگه ميدارد و البته گسترش ترك را محدود ميكند. مدول ماتريس پليمري بايد از الياف پايينتر باشد و اتصال قوي بين الياف و ماتريس بوجود بياورد. خواص كامپوزيت بستگي زيادي به خواص الياف و پليمر و نيز جهت و طول الياف و كيفيت اتصال رزين و الياف دارد. اگر الياف از يك حدي كه طول بحراني ناميده ميشود، كوتاهتر باشند، نميتوانند حداكثر نقش تقويت كنندگي خود را ايفا نمايند. اليافي كه در صنعت كامپوزيت استفاده ميشوند به دو دسته تقسيم ميشوند:
الف)الياف مصنوعي ب)الياف طبيعي.
كارايي كامپوزيتهاي پليمري مهندسي توسط خواص اجزاء آنها تعيين ميشود. اغلب آنها داراي الياف با مدول بالا هستند كه در ماتريسهاي پليمري قرار داده شدهاند و فصل مشترك خوبي نيز بين اين دو جزء وجود دارد.ماتريس پليمري دومين جزء عمده كامپوزيتهاي پليمري است. اين بخش عملكردهاي بسيار مهمي در كامپوزيت دارد. اول اينكه به عنوان يك بايندر يا چسب الياف تقويت كننده را نگه ميدارد. دوم، ماتريس تحت بار اعمالي تغيير شكل ميدهد و تنش را به الياف محكم و سفت منتقل ميكند.
سوم، رفتار پلاستيك ماتريس پليمري، انرژي را جذب كرده، موجب كاهش تمركز تنش ميشود كه در نتيجه، رفتار چقرمگي در شكست را بهبود ميبخشد.تقويت كنندهها معمولا شكننده هستند و رفتار پلاستيك ماتريس ميتواند موجب تغيير مسير تركهاي موازي با الياف شود و موجب جلوگيري از شكست الياف واقع در يك صفحه شود.بحث در مورد مصاديق ماتريسهاي پليمري مورد استفاده دركامپوزيتها به معناي بحث در مورد تمام پلاستيكهاي تجاري موجود ميباشد. در تئوري تمام گرماسختها و گرمانرمها ميتوانند به عنوان ماتريس پليمري استفاده شوند. در عمل، گروههاي مشخصي از پليمرها به لحاظ فني و اقتصادي داراي اهميت هستند.در ميان پليمرهاي گرماسخت پلياستر غير اشباع، وينيل استر، فنل فرمآلدهيد(فنوليك) اپوكسي و رزينهاي پلي ايميد بيشترين كاربرد را دارند. در مورد گرمانرمها، اگرچه گرمانرمهاي متعددي استفاده ميشوند، PEEK ، پلي پروپيلن و نايلون بيشترين زمينه و اهميت را دارا هستند. همچنين به دليل اهميت زيست محيطي، دراين بخش به رزينهاي داراي منشا طبيعي و تجديدپذير نيز، پرداخته شده است. از الياف متداول در كامپوزيتها ميتوان به شيشه، كربن و آراميد اشاره نمود. در ميان رزينها نيز، پلي استر، وينيل استر، اپوكسي و فنوليك از اهميت بيشتري برخوردار هستند.
آب جاری یا آبی که از چشمهها خارج میشود، نباید از روی یک ناحیه ناپایدار حرکت کند. وجود آب در سطح دامنه ، علاوه بر نقش فرسایشی ، به راحتی میتواند به داخل دامنه نفوذ کرده و به سرعت بر ناپایداری آن بیافزاید. دور نمودن آب از سطح دامنه و جلوگیری از نفوذ آن ، مخصوصا در مورد دامنههایی که بطور بالقوه ناپایدارند، از مهمترین روشهای مهندسی دستیابی به پایداری است.
انواع روکشهای زهکشی آبهای سطحی
شبکه زهکشی بسطی
برای آن که آب به داخل دامنه نفوذ نکند باید ترتیبی داد تا هرچه زودتر سطح دامنه را ترک کند.احداث آبروهای مناسب در سطح دامنه ، یا در روی پلکانها ، یکی از مهمترین تمهیدات در این مورد است. این آبروها باید ضمن دارا بودن گنجایش و شیب کافی ، بسترشان نیز غیر قابل نفوذ باشد. برای جلوگیری از تخریب و پر شدن این جویها در طول زمان ، میتوان آنها را با قطعات سنگ پر نمود.
این روش در مورد دامنههای خاکی یا دامنههای متشکل از سنگهای تجزیه شده ، مفید واقع میشود و میتواند علاوه بر پیشگیری ، در مراحل اولیه حرکت دامنه نیز نقش ترمیمی داشته باشد. نقش مهم دیگر شبکه زهکشی سطحی جلوگیری از فرسایش سطح دامنه توسط آبهای جاری است.
مسدود کردن شکافها
ترکها و شکافهای سطحی محلهای مناسبی را برای نفوذ آب به داخل دامنه فراهم میکند. وجود این شکافها ، مخصوصا در مراحل آغازین توسعه یک ناپایداری جدید ، مشکل آفرین تر میشود. پر کردن این شکافها توسط مواد غیر قابل نفوذی مثل رس ، بتن یا مواد نفتی میتواند تا حدود زیادی از انباشته شدن آب و نفوذ آن به داخل دامنه جلوگیری کند. این روش هم در مورد دامنههای خاکی و هم سنگی قابل اجراست و میتواند هم در پیشگیری بکار رود و هم در مراحل اولیه ایجاد یک زمین لغره ، پیشرفت آن را کند یا متوقف نماید.
غیر قابل نفوذ کردن بخش دامنه
یکی از رایج ترین روشهای غیر قابل نفوذ کردن سطح زمین ، پاشیدن مواد نفتی (مالج) به سطح دامنه است. مالج به انواعی از مواد نفتی سنگین مایع اطلاق میشود که معمولا جزء محصولات زاید پالایشگاه یا کارخانههای پتروشیمی است. این روش ضمن جلوگیری از نفوذ آب به داخل دامنه ، با چسباندن ذرات خاک به یکدیگر ، سطح دامنه را در برابر آثار فرسایشی باد و تا حدی آب جاری محفوظ نگاه میدارد.
انواع روشهای زهکشی آبهای داخل دامنه
با وجود کوششی که برای جلوگیری از نفوذ آب به داخل دامنه صورت میگیرد باز هم ممکن است قسمتی از آبها از سطح دامنه نفوذ از محلی دورتر توسط آب زیرزمینی به داخل دامنه حمل شود. این آبها قبل از هر چیز با افزودن به وزن نیروهای رانشی را زیاد میکنند.
زهکشی ثقلی افقی
ایجاد زهکشهای تقریبا افقی میتواند نقش موثری در کاهش فشار آب داخل دامنههای سنگی و خاکی داشته باشد. از این رو میتوان از این روش هم برای پیشگیری از حرکت و هم جلوگیری از تحرک یک زمین لغزه در حال تشکیل استفاده کرد. به این منظور در بخشهای پایینی دامنه افقی ، با شیب ناچیزی به سمت خارج برای ایجاد جریان ثقلی آب، حفر میشود.
گالریهای زهکش
حفر نقب یا گالریهای زهکش در دامنههای سنگی و خاکی ، مخصوصا در جاهایی که زهکشی عمیق بخشهای داخلی دامنه مورد نظر است، مفید واقع میشود. چنین گالریهایی میتوانند هم نقش پیش گیرنده داشته و هم در مراحل اولیه حرکت دامنه جهت جلوگیری از حرکات بیشتر آن بکار روند. کارایی گالریهای زهکش را میتوان با حفر گمانههای شعاعی از داخل گالری افزایش داد.
زهکش ثقلی قایم
این نوع زهکشی بیش از همه برای تخلیه آب سفرههای معلق که بر روی یک بخش غیر قابل نفوذ تشکیل شده و در زیر آن لایههای نفوذپذیر و بازکشی آزاد وجود دارد، بکار برده میشود.
پمپاژ
حفر چاههای عمیق و پمپاژ آنها میتواند بطور موقت در بهبود وضعیت دامنه ناپایدار موثر باشد. این روش عمدتا در مورد دامنههای سنگی بکار میرود.
زهکشهای فشار شکن
حفر چاه ، چاهک یا خندق (تراشه) در پای دامنه ، برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار آب و بالا راندگیهای ناشی از آن در بخشهای مجاور پای دامنه ، اغلب مفید واقع میشود. این روش منحصرا در مورد دامنههای خاکی و معمولا در مجاورت دامنه پایاب سدهای خاکی ایجاد میشود.
خندق در بالای خاکریز
این روش ، در مورد دامنههای خاکی حفاری شده و یا خاکریزها ، مخصوصا خاکریزهایی که در دامنه ایجاد میشود، به کارگرفته میشود و علاوه بر پیشگیری از تفرش میتواند در مراحل اولیه ناپایداری نقش ترمیمی نیز داشته باشد.
زهکش ورقهای
این روش ، همان گونه که از نام آن پیداست، به صورت یک لایه زهکش عمل میکند. در خاکریزها ، مخصوصا خاکریزهایی که در دامنه ایجاد میشود، وجود لایهای از مواد نفوذپذیر در زیر خاکریز ، ضمن زهکشی آبهای محلی دامنه و داخل خاکریز ، از افزایش بیش از حد فشار آب در خاکریز ، جلوگیری به عمل میآورد.
الکترواسمز
این روش عمدتا در دامنههای خاکی که از لای درست شده باشند بکار گرفته میشود و ضمن تسهیل تخلیه آب بر مقاومت خاک میافزاید. به این منظور الکترودهایی را در عمقی که مایلیم آب آن تخلیه شود، قرار میدهیم و جریان مستقیم به آنها وصل میکنیم. جریان باعث میگردد که آب بین ذرهای از قطب مثبت به سمت قطب منفی حرکت کرده و در آنجا توسط پمپاژ به خارج هدایت شود.
مواد شیمیایی
مواد شمیایی عمدتا در مورد دامنههای خاکی رسی بکار گرفته شده و وظیفه اصلی آنها بالا بردن مقاومت رسوبهاست. این روش میتواند به عنوان پیشگیری ، یا در مراحل اولیه ناپایداری ، به منظور تصحیح و ترمیم بکار رود.
پانل سه بعدی یک پانل پیش ساخته است متشکل از یک هسته عایق پلی استایرن قرار گرفته بین دو شبکه ساخته شده از مفتولها و اعضای خرپایی قطری که دو شبکه فلزی را بطور مناسبی به هم متصل کرده و باعث ایجاد مقاومتی خاص در آن میشود. این شبکه و لایه آن مجموعاً پانل نامیده میشود و جایگزین بسیار مناسب برای دیوارها و تیغه های آجری و سفالی میباشد که ساختمان حاصله دارای مزایای بسیاریست که پاره ایی از آنها بدین شرح است :
1. کاهش وزن آهن و بتن مصرفی
2. حذف اجرای کچ و خاک
3. افزایش سطح زیر بنای مفید
4. تقلیل زمان اجرا به میزان 50 درصد
5. کاهش وزن دیوارهای جانبی و سقف به میزان 100 کیلوگرم در هر مترمربع
6. مقاومت در برابر باد و زلزله
7. صرفه جویی انرژی گرمایی و سرمایی
8. عایق رطوبت و صوت
9. غیر قابل نفوذ و زندگی برای حشرات موذی
10. نصب آسان
11. غیر قابل اشتعال بودن و...

![]()
به طور كلي تركيب داراي مفاهيم و قوانين بسيار زيادي بوده ، ولي در اينجا فقط به تعدادي از آنها كه ضروري مي باشد مي پردازيم .
خصوصيات تركيب:
تعادل و توازن : تعادل يكي از مهمترين عوامل تركيب مي باشد . براي آنكه يك ساختمان استوار بماند تعادل بين نيروهاي فشاري و اجزاء نگهدارنده لازم بوده و بطور كلي براي آنكه ساختمان بتواند وظيفه خود را انجام دهد تعادل ميان تأسيسات و فضاها و تمام اجزاء آن ضروري مي باشد .
تناسب و مقياس: مفهوم تناسب و مقياس به مفهوم تعادل بسيار نزديك مي باشد و مي توان با ديدي مشابه اين دو عامل را مورد بررسي قرار داد و نيز در زمينه هاي اجتماعي ، در طبيعت و در امر ساختمان مي توان اين مفاهيم را جستجو نمود . تناسب مقياس جزء ضروريات يك تركيب محسوب مي شود.
وحدت ، هماهنگي و تضاد : وحدت را بايد در تعادل و تناسب جويا شويم ، وحدت در رفتار انسان نيز ضروري بوده و از طريق وحدت و هماهنگي در جسم و روح است كه انسان مي تواند به اعمال بزرگ و پر ارزش دست يابد.
حركت و جهت : در بررسي تركيب در امر ساختمان بايد به جهت و حركت ساختمان و كليه اين فعل و انفعالات توجه نمود.
نقطه عطف يكي ديگر از مسائلي مي باشد كه در طراحي براي نشان دادن مهمترين قسمت هاي يك ساختمان مورد استفاده قرار خواهد گرفت
سازه (استخوان بندي ساختمان ) : هر ساختمان داراي استخوان بندي و يا سازه اي مي باشد كه حافظ پوسته و پوشش هاي آن مي باشد ، به عبارت ديگر آنچه موجب ايستائي و استواري بنا مي گردد اسكلت آن بنا مي باشد.
سيركولاسيون ( رفت و آمد ) و فضاي مورد استفاده : اساساَ سيكولاسيون در فضاهاي مورد استفاده نشانگر اجزاء با معني ايستا و پويا در كل ساختمان هستند . فضاي مورد استفاده از اهداف اوليه تصميم گيري هاي معماري در ارتباط با كار ويژه بوده و سيركولاسيون وسيله اي است كه نتيجه طراحي به عهده آن مي باشد .
توده : توده يا حجم به عنوان يكي از مباحث طراحي اهميت عيني يا معمولترين برخورد با شكل سه بعدي ساختمان را فراهم مي نمايد .
ارتباط پلان با نما يا مقطع : پلان ، مقطع و نما قراردادهاي مشتركي براي شبيه سازي تصاوير افقي و عمودي كيله ساختمانها هستند .
جزء يا واحد به كل : ارتباط جزء به كل ، معماري را همچون واحدهايي كه مي تواند در ايجاد ساختمان مرتبط باشند ، بررسي مي نمايد . يك واحد تماميت تعريف شده است ، كه خود بخشي از يك ساختمان مي باشد .
عناصر تكراري به مجرد : ارتباط عناصر تكراري به مجرد موجب آشكاري اجزاء فرمي و فضايي مي شود .
تعادل و تقارن در معماري : مفاهيم تعادل و تقارن از ابتداي معماري مورد استفاده قرار گرفته است . به عنوان يك مبحث اصلي تركيب بندي ، تعادل در معماري به واسطه استفاده از اجزاء فرمي و فضايي به وجود مي آيد . تعادل حالتي عيني يا ذهني از موازنه بوده ، تقارن يك حالت ويژه از تعادل مي باشد.
هندسه در معماري : هندسه يك ايده شكل دهنده در معماري است كه در تعيين پلان و شكل سه بعدي بنا مورد استفاده قرار مي گيرد .
پيوستگي در معماري : ايده هاي شكل دهنده پيوستگي ، از فرآينده افزايش يا اجتماع و كاهش فرم براي ايجاد يك اثر معماري بوجود مي آيند . به گونه اي كه هر دو نياز مند درك علمي از ساختمان هستند .
ترتيب در معماري : به عنوان يك ايده شكل دهنده ، مبحث ترتيب در طراحي ساختمان ها ، نمود فيزيكي از يك رشته صفات است . اين مفهوم را به صورت يك نمايش رتبه اي مرتبط با يك سري از ويژگيهاي خاص مجسم كنيد .
نکاتی در طراحی...
طراحي معماري با فضاي محيط زيست انسان سروكار داشته و لازم است موارد زير رعايت گردد.
- ايجاد فضاي مطلوب، منطقي و مناسب زيست انسان با ملاحظه به اصول صحيح فني مهندسي، بهداشتي، اجتماعي و شهرسازي.
- براي نيل به مقصود، لازمست در تبيين طراحي معماري از لوازم و تجهيزات منعكس كننده نظير نقشه ها و تصاوير دو بعدي و سه بعدي كه معرف فضاي واقعي بوده و مبتني بر رعايت اصول و مفاهيم طراحي معماري باشد استفاده شود.
پس بايد اصول و مفاهيم طراحي معماري را مورد بررسي قرار دهيم تا عمل سازندگي را به صورت اصولي و با آگاهي كامل تمام بياموزيم، بطوري كه در مراحل مختلف بتوانيم با استفاده از روشها و فنون معماري و در نظر گرفتن اهداف و خصوصيات فرهنگي، اقتصادي به طور كلي اجتماعي به طراحي بپردازيم.
به دليل آنكه ساختن يك بنا مستلزم صرف نيروي انساني، وقت، مصالح و هزينه فراوان مي باشد، آرشيتكت مسئوليت سنگيني بعهده خواهد داشت كه بايد براصول و فنون معماري مسلط بوده و ازعلوم مختلف آگاهي كامل داشته باشد. براي مثال : مقاومت مصالح، فيزيك ساختمان، محاسبات، هندسه معماري، مصالح شناسي، واقليم و اثرات آن در ساختمان، ...
حال پس از آگاهي از كليه عوامل مادي لازم است عوامل معنوي را نيز شناخت وآنها را در مفاهيم گسترده فلسفي واصولاً فرهنگي جستجو نمود. اين مفاهيم كه برسياست و اقتصاد جامعه تأ ثير گذاشته، معماري را نيزتحت تأثيرقرار خواهد داد، درحقيقت هربنائي متشكل ازعوامل مادي ومعنوي مي باشد، چنانچه بنائي بدون در نظر گرفتن عوامل معنوي ساخته شود كالبدي بدون روح وغيرمنطبق با محيط و براي آن كه معماري با خصوصيات محيطي و مردم تطبيق نمايد بايد اين عوامل را نيز در نظرگرفت، بخصوص پس از به كار گرفتن عوامل مادي ساختمان آنچه كه در نهايت شكل بنا را مشخص مي نمايد و عقايد آرمان هاي مردم جامعه بوده مفاهيم فرهنگي و فلسفي مي باشد.
اكنون شايد بتوان گفت كه وظيفه آرشيتكت آنست كه از لحاظ مادي و معنوي محيطي به وجود آورد كه مطلوب زندگي فردي و اجتماعي انسان باشد. از آغاز پيدايش تمدن،انسان در اين انديشه بوده است كه فضا و محيط مطلوب زيست چيست و چگونه مي توان آن را به وجود آورد و در طول تاريخ نيز گاه بطور غريزي بدين سئوال پاسخ گفته است.
ساختن به چه منظور و براي چه كسي از جمله سئوالاتي خواهد بود كه هميشه ذهن يك ارشيتكت را به خود مشغول مي دارد و پاسخ به اين سئوالات بدون در نظر گرفتن محيط اجتماعي، اقتصادي و سياسي ممكن نخواهد بود، به دليل اين كه هر زمان و مكاني داراي شرايط خاص بوده كه مي توان مسائل فرهنگي را متأثر نموده و بر مفاهيم معماري نيز اثر گذارد. به عبارت ديگر مي توان گفت كه مفاهيم معماري جدا از محيط خود مفهومي نداشته و لازم است اين مفاهيم را بر مبناي مسائل موجود محيطي مورد بررسي دقيق قرار داد.
مسكن پناهگاهي است كه جسم انسان را از عوامل و حوادث طبيعي در امان داشته، در عين حال مسكن لازم است جان انسان را در امان داشته تا او بتواند به تعالي نزديك شود در اين خصوص لوكربوزيه ميگويد: « چرا، براي كه، و چگونه بايد ساخت » مسئله را پاسخ گويد براي طراحي صحيح لازم است آرشيتكت بتواند با استفاده از معيارهاي معماري تا حدي به حقيقت و طبيعت طراحي دست يابد.
شناخت آرشيتكت از منطق هندسه و رياضي، احجام و ساختمان ها براي طراحي و ترسيم صحيح از ضروريات مي باشد. يك ساختمان مجموعه اي كلي از تركيبات ساختماني خاص بوده كه استواري آن را موجب مي گردد.
طرح هايي زيبا بر روي كابينت ها
از آنجا که كابينت هاي آشپزخانه همواره در معرض بخارات ناشي از پخت غذا قرار دارند، پس از گذشت مدتي فرسوده مي شوند و ظاهر اوليه خود را از دست مي دهند.
در سال هاي پيشين، در سيستم كابينت بندي، تنها از فلز استفاده مي شد كه البته همان طور كه مي دانيد فلز نيز در مجاورت مستقيم با آب و رطوبت به سرعت زنگ مي زد و آسيب مي ديد. پس از آن رفته رفته اين ماده جاي خود را در قسمت درها، به چوب داد كه آنها هم مقاومت چنداني در برابر عوامل محيطي ياد شده نداشتند و با گذشت زماني نه چندان مديد، پوسته پوسته مي شدند ؛ ولي امروزه كاربرد چوب و فلز در سيستم كابينت بندي آشپزخانه ها بسيار كم شده و اين مواد جاي خود را به محصولي ديگر به نام ( MDF (MIDDLE DENSITY FIBER) داده اند. اين محصول نوع فشرده اي از نئوپان است كه با ايجاد تغييراتي در تركيب مواد تشكيل دهنده آن، نسبت به نئوپان از استحكام بيشتري برخودار است. MDF ها با روكش هايي كه داراي خاصيت ضدخش و ضدآب هستند پوشش مي يابند. اين ويژگي ها براي كابينت هاي آشپزخانه و حتي ديگر محيط هايي كه بخارات آب به ميزان زيادي در آن مكان ها وجود دارد ( مثلاً سرويس هاي بهداشتي )، حائز اهميت است؛ لذا جايگزين شدن (MDF) به جاي چوب و فلز به دوام سرويس هاي آشپزخانه و سرويس هاي مشابه کمک مي کند.
با تمام توضيحات فوق، حال اگر كابينت هاي قديمي چوبي يا فلزي ، و يا تركيبي از چوب و فلز به كار رفته در آشپزخانه شما در اثر مرور زمان به اصطلاح پوسته پوسته شده و ظاهري ناخوشايند يافته است، در ضمن تعويض آنها نيز برايتان امكان پذير نيست، لازم نيست نماي نازيبايي آنها را از اين به بعد نيز تحمل كنيد ؛ بلكه كافي است چند قوطي رنگ روغني ساختمان و ابزار مورد نياز براي رنگ آميزي را تهيه نماييد و دست به كار شويد.
پيش از هر كار، اولين اقدام زيرسازي است. در صورتي كه پوشش نماي كابينت آسيب ديده يا احتمالاً مواردي مانند شكستگي و يا ترك خوردگي به خصوص در چوب، پيدا كرده ، ابتدا مراحل بتونه كردن و سمباده كشي را انجام دهيد و سطحي صاف جهت رنگ آميزي آماده كنيد.
رنگ آميزي سطوح بدنه كابينت يا درهاي آن را با توجه به مشخصات سطح، مي توانيد با قلم مو يا غلتك انجام دهيد. پس از آن كه رنگ زمينه خشك شد مي توانيد از انواع تكنيك هاي پتينه استفاده كنيد و با تماس ضربات پارچه، اسفنج ، يا هر نوع مواد بافت دار ديگري مانند آنها، طرحي را ايجاد كنيد.
البته براي اجراي چنين تكنيك هايي معمولاً سطوح درها بستر مناسب تري هستند؛ لذا بهتر است بدنه و ديواره ها را به رنگ ساده اي پوشش دهيد و سپس درها را به رنگي متناسب و روشي دلخواه طرح دار نماييد.
با رنگ هاي زنده بيشتر آشنا شويم
رنگ هاي زنده همواره رنگ هايي دوست داشتني هستند. اين رنگ ها به نحوي اغراق آميز جاذب نگاه و توجه بيننده هستند و هرگز از نظر بيننده دور نمي مانند. رنگ هاي زنده اي كه انرژي و هيجان در فضا مي پراكنند و براي افرادي كه دوست دارند هر روز صبح در فضايي پر انرژي و سرزنده چشم بگشايند و روزشان را با هيجان و سرزندگي آغاز كنند ايده آل هستند.
از آنجا كه اغلب ما بيشتر با رنگ هاي خاموش و خنثي در محيط زندگي مأنوس هستيم به كارگيري اين رنگ ها نيازمند جسارت است. اما چنانچه اين رنگ ها را در تركيبي مناسب به كار گيريد اين جسارت بي پاداش نخواهد ماند و نتيجه فضايي درخشان، زيبا و فوق العاده جذاب خواهد بود. پيش از انتخاب چنين پالت رنگي براي فضاي منزلتان به سليقه خود نيز توجه كنيد زيرا براي بسياري از مردم زندگي در چنين فضاهاي رنگيني براي مدت طولاني ممكن است آزار دهنده باشد. يكي از روش هاي ارزيابي سليقه واقعي شما در انتخاب رنگ دقت در كمد لباس هاي شماست. اگر لباس هاي كمد شما از رنگ هاي بـِژ، كرم، قهوه اي و سياه و سفيد است و يا از ساير رنگ هاي خنثي و ملايم تشكيل شده است در فكر استفاده از رنگ هاي زنده در فضاي منزلتان نباشيد. چون خيلي زود از آنها خسته مي شويد اما اگر در ميان لباس هايتان رنگ هاي شادي مثل قرمز، نارنجي و بنفش زياد به چشم مي خورند احتمالاً از زندگي در فضايي با دكوراسيون برگرفته از رنگ هاي زنده لذت خواهيد برد.
از نگاه طراحان دكوراسيون داخلي ، رنگ هاي زنده داراي ويژگي هاي فوق العاده اي هستند كه مي تواند ويژگي هاي حاكم بر يك فضا را تنها با چند قوطي رنگ تغيير دهد.
پس از آن كه از تمايل و علاقه خود نسبت به اين پالت رنگي مطمئن شديد نوبت به انتخاب رنگ هاي خاصي مي رسد كه در اين گروه مي پسنديد. هنگام انتخاب پالت رنگ هاي زنده بايد به خاطر داشته باشيد كه انتخاب اين گروه به معني به كارگيري اين رنگ ها در سطوح بزرگ مثل ديوارهاست كه بلافاصله كاراكتر و حالت يك اتاق را دستخوش تغييري چشمگير مي سازد و نه تنها به معني استفاده از يك كاناپه قرمز يا قفسه سبز در گوشه اي از يك اتاق نيست بلكه احاطه شدن در فضايي آكنده از رنگ هاي زنده و شاد در كليه جوانب يك اتاق است.
امروزه با فزایش روز افزون تنش های روانی ناشی از قوطه ور شدن در محیط های اجتماعی و صنعتی نیاز به فضایی آرام و دلنشین بیش از پیش احساس می شود ، به همین دلیل توجه به زیبایی محلی که در آن زندگی می کنیم بسیار قابل اهمیت است . متاسفانه در کشور ما کمتر توجهی به طراحی داخل بنا میشود و طراحی داخلی به رستورانها و مرکز تجاری خلاصه می شود . شاید یکی از دلایل مهم آن بالا بودن هزینه طراحی به وسیله فرد متخصص است .من در اینجا به نکاتی ساده در مورد طراحی داخلی کل آپارتمان اشاره میکنم تا شما نیز بتوانید بدون استفاده از تخصص فردی تا حدودی به طراحی فضای آپارتمانی خود بپردازید.
• فضای ورودی ورودی ساختمان جزء فضاهایی می باشد که در طراحی آن کمتر توجه می شود و معمولا" به عنوان جا کفشی از آن استفاده می شود ، در صورتی که اولین فضایی که پیام دعوت را به مخاطب ارسال مینماید ورودی است . و میبایست این پیام را با بگار گیری عناصر بصری مناسب تقویت کرد . جهت تحقق بخشیدن به این هدف میتوان از کمد های جا لباسی همراه با بوفه استفاده کرد . توجه کنید که ابعاد عرضی کمد زیاد نباشد زیرا فضا را خرد و حقیر می نماید. استفاده از یک آینه سر تا پا نیز این فضا را کامل تر می کند.
• اتاق خواب فرزندان برخلاف پدر و مادر فرزندان علاوه بر استراحت در اتاق خواب استفاده های دیگری نیز از آن می برند و نحوه طراحی بستگی به جنسیت ( دختر یا پسر ) ، رشته تحصیلی ، سن و ... دارد و نسبت به نیاز آنها طراحی صورت می پذیرد. •
• اتاق کودک در طراحی اتاق کودک میبایست از رنگ های شاد و مورد علاقه کودکان استفاده کرد .معمولا" کودکان به رنگهای قرمز ، زرد ، سبز و آبی علاقه زیادی دارند. در اتاق کودک می بایست فضا را به بخشهای کوچکتری تقسیم کرد، مانند فضایی برای استراحت ، پخش کردن اسباب بازی ها و بازی کردن ، میزی که بتوانند بر روی آن نقاشی کنند ، قفسه برای نگهداری اسباب بازیها و... بر روی دیوار اتاق کودک میبایست سطحی برای چسباندن نقاشی ها پیش بینی شود . دقت کنید که حتما" کف اتاق را با موکت یا سایر پوشش دهنده های مشابه بپوشانید ، زیرا کودکان علاقه زیادی به بازی کردن در کف اتاق دارند ...
• نشیمن و پذیرایی بعد از ورودی به فضای نشیمن و پذیرایی می رسیم . عناصری که در مسیر ورود به نشیمن یا پذیرایی قرار می گیرند میبایست به نحوی چیده شوند که فرد را به طرف محل مبلمان هدایت و همراهی نمایند. و تا حد امکان باعث دور زدن و یا چرخیدن مهمان نشوند. پیش بینی شومینه در فضای نشیمن نحوه چیدمان مبل ها را آسان تر می نماید، در این حالت امکان قرار دادن مبل ها بصورت متقارن در دو طرف شومینه فراهم میشود. نحوه قرارگیری مبلمان پذیرایی بهتر است بصورت دوار یا مستطیلی باشد و در صورت قرار دادن یک آباژور در زاویه بین مبلها می توان بر ابهت فضا افزود. دقت کنید آباژور را از نوع بلند پایه انتخاب نمایید .( به جای آباژور می توانید از گیاهان بنجامین استفاده کنید . )
• نهار خوری فضای نهار خوری معمولا" در کنار پذیرایی قرار می گیرد و نیاز به میز نهار خوری ، کمد یا قفسه ای برای نگهداری ظروف و نور پردازی مناسب دارد . دقت کنید که میز را نسبت به ابعاد فضا انتخاب نمایید ، معمولا" تا دو برابر اعضای خانواده کافی است.
• اتاق خواب اتاق خواب معمولا" جهت استراحت مورد استفاده قرار میگیرد و میبایست تمام توان را برای ایجاد آرامش در آن بکار گرفت . در اتاق خواب بهتر است از رنگهای سرد استفاده شود ( مانند رنگ مایه های سبز و آبی ) زیرا رنگ های سرد آرامش بخش هستند. دقت نمایید تخت را در زیر پنجره و یا روبروی در ورودی اتاق قرار ندهید. زیرا هنگام باز بودن درب اتاق فردی که بر روی تخت داز کشیده کاملا" قابل دید است
آشپزخانه من
آشپزخانه در ميان فضاهاي خانه بيشترين استفاده را پس از اتاق نشيمن دارد و عمدتاً توسط خانم خانه مورد استفاده قرار ميگيرد.
|
آشپزخانه به عبارتي قلب خانه است، بنابراين لازم است علاوه بر رفع نيازهاي فيزيكي و فضايي به لحاظ روان شناختي نيز محيطي مطبوع و دلنشين باشد. |
از آنجا كه اين فضا به عنوان محل كار و فعاليت، و نه استراحت ، مطرح است ، ضمن آرامش بخش بودن نبايد يكنواخت باشد. با ايجاد تنوع مطلوب در رنگ، بافت و جنس اجزاي آن به صورتي هدفمند مي توان به ميزان قابل توجهي از خستگي چشم در آن كم كرد و آشپزخانه را به محيطي مشوق براي فعاليت تبديل نمود. وجود ارتباط بين اجزا و وسايل موجود در آشپزخانه از نظر محل قرار گيري ، رنگ ، جنس ، بافت و... است كه به محيط آن وحدت مي بخشد و مجموعه كاملي را براي ما به نمايش مي گذارد.
در آشپزخانه بهتر است از يك يا دو رنگ هماهنگ و نزديك به عنوان زمينه استفاده كرد و يك يا دو رنگ ديگر را كه داراي تضاد بيشتري هستند براي ايجاد تنوع مورد استفاده قرار داد. استفاده از رنگ هاي روشن و گرم به عنوان زمينه فضاي آشپزخانه را بزرگتر نشان مي دهد. رنگ هاي درخشان با تضاد بالا توجه را بيشتر به خود جلب مي كنند و رنگ هاي سرد و عميق جمع و جور به نظر مي رسند. رنگ هاي تيره غم انگيز ، و رنگ هاي روشن شادي بخش هستند. تنوع رنگي مي تواند در فضا پراكنده باشد كه به اين ترتيب محيط را يكپارچه نشان مي دهد؛ در صورت تمركز رنگي كه براي تنوع انتخاب شده است آن نقطه يا محل چشمگير و با اهميت مي شود و بلافاصله توجه ديگران را به خود جلب مي كند.
در آشپزخانه هاي كوچك بهتر است امتداد رنگ سقف ، بخشي از ديوارها مثلاً تا بالاي كابينت ها را نيز فرا گيرد. به اين ترتيب فضا بزرگتر به نظر مي رسد.
خانم خانه پيوسته در آشپزخانه حركت مي كند و به اين ترتيب ابعاد آشپزخانه و نحوه استقرار و ارتباط مراكز كاري (مثلث كار: ظرفشويي، يخچال، اجاق گاز) نقش مهمي در مسافتي كه شخص طي مي كند دارد. تحقيقات نشان داده است كه مساحت هفت متر مربع حداكثر سطح قابل قبولي است كه فرد را كمتر خسته مي كند. به اين ترتيب فضايي با چهارده تا پانزده متر مربع بزرگترين فضايي است كه شخص در آن بدون خستگي زياد فعاليت هاي مربوط به آشپزي را انجام مي دهد.
بيشترين استفاده در آشپزخانه از مركز ظرفشويي است. بنابراين بهتر است از اتاق نشيمن يا غذاخوري به اين فضا ديد وجود نداشته باشد. در آشپزخانه هاي اوپن(OPEN) بزرگ يا متوسط بهتر است پيشخوان آشپزخانه مقابل ظرفشويي قرار نگيرد و آن بخش از آشپزخانه باز نباشد ، تا ساير قسمت هاي مرتب در معرض ديد قرار گيرد. در صورتي كه يك يا دو سمت آشپزخانه (چه كوچك و چه بزرگ) به اتاق نشيمن يا هال باز باشد، مي توان با استفاده از وسايل تزييني روي بخشي از پيشخوان و ايجاد تضاد بين آن عناصر و زمينه آشپزخانه ، به ترتيبي پيشخوان آشپزخانه را چشمگير نمود و توجه افراد را از داخل آشپزخانه به آن منعطف كرد. با ايجاد نقطه يا سطح كانوني زيبا فضاي داخل كمتر به چشم مي آيد.
آشپزخانه شما با توجه به وسعت آن معمولاً به سه نوع روشنايي نياز دارد:
- روشنايي عمومي براي فضا كه از طريق لامپ سقفي تأمين مي شود.
- روشنايي در زير كابينت هاي فوقاني براي سطح كار مورد استفاده، كه معمولاً از لامپ هاي مهتابي ضعيف استفاده مي شود. اين روشنايي به ويژه در آشپزخانه هاي بزرگ ضروري است.
- نور موضعي بر روي ظرفشويي يا پيشخوان آشپزخانه كه از طريق لامپ هاي سقفي يا ديواري تأمين مي شود.
|
اين فضا به عنوان محل كار و فعاليت، و نه استراحت ، مطرح است ، ضمن آرامش بخش بودن نبايد يكنواخت باشد. با ايجاد تنوع مطلوب در رنگ، بافت و جنس اجزاي آن به صورتي هدفمند مي توان به ميزان قابل توجهي از خستگي چشم در آن كم كرد و آشپزخانه را به محيطي مشوق براي فعاليت تبديل نمود. |
نورپردازي در آشپزخانه، حمام و هال ورودي
در آشپزخانه هاي قديم كه مانند امروز داراي كابينت هاي ثابت و جاسازي شده و محل مشخصي براي اجاق گاز، يخچال و ديگر وسايل آشپزخانه نبودند ، نورپردازي اغلب به وسيله يك چراغ آويز سقفي كه در مركز سقف آشپزخانه نصب مي شد انجام مي گرفت. چرا كه اغلب فعاليت هاي داخل آشپزخانه ( مانند آماده سازي مواد غذايي ) بر روي ميز وسط آشپزخانه انجام مي شد. اما آشپزخانه هاي امروزي با رديفي از كابينت ها ، اجاق و يخچال جاسازي شده به موازات و در كنار ديوارهاي آشپزخانه نيازمند شيوه ديگري از نورپردازي هستند. در آشپزخانه هاي امروزي قسمت اعظم كار در آشپزخانه بر روي سطح كابينت ها در كنار اجاق گاز و يا شير آب و سينك ظرفشويي انجام مي شود كه در اغلب آشپزخانه ها همگي در كنار ديوار قرار دارند اما هنوز چراغ هاي سقفي از وسط سقف آشپزخانه آويزان هستند ، در نتيجه افراد اغلب پشت به منبع نور و در زير سايه خود مشغول به كار هستند و هنگام كار از نور كافي برخوردار نيستند. با توجه به تغييرات ساختار آشپزخانه هاي امروزي نسبت به گذشته ، ما در بخش هايي از آشپزخانه كه اغلب محل انجام كار محسوب مي شود به نور كافي نياز داريم. مانند سطح روي اجاق گاز، سينك ظرفشويي و سطوح روي كابينت ها كه براي آماده سازي وسايل آشپزي و مواد غذايي مورد استفاده قرار مي گيرند. علاوه بر نياز به روشنايي در اين اماكن، فضاي كلي آشپزخانه نيز بايد از نور كافي برخوردار باشد. همچنين در بسياري از آشپزخانه ها بعضي از كابينت ها با درهاي شيشه اي و به صورت ويترين ساخته شده اند تا از آنها براي به نمايش گذاشتن ظروف زيبا و تزئيني استفاده شود. اين كابينت ها نيز نياز به نورپردازي داخلي دارند. به اين ترتيب ما نياز به يك مجموعه منابع نوري داريم كه هريك به صورت جداگانه قابل كنترل باشند.
نور كافي براي سطح روي اجاق گاز در آشپزخانه هايي كه داراي يك هواكش يا هود در بالاي اجاق گاز هستند به راحتي توسط چراغ هواكش تأمين مي شود. اگر بالاي اجاق گاز، هواكش مجهز به چراغ وجود ندارد بايد يك چراغ قابل تنظيم در بالاي اجاق گاز نصب شود. همچنين بالاي سينك ظرفشويي نيز به يك چراغ نياز تا شب هنگام نور كافي براي شست و شوي ظروف و مواد غذايي را براي ما فراهم كند. ترجيحاً هر يك از اين چراغ ها بايد داراي كليد كنترل مجزا باشند تا فقط در مواقع لزوم مورد استفاده قرار

سازهای موسیقی به گروه های مختلف تقسیم می شوند و هریک به شیوه ای خاص صوتی موسیقایی تولید می کند، یعنی ( جسم مرتعش ) در هر گروه ، و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد . در یک بخش بطور کامل با آنها آشنا می شویم .
مشخصه های صوت از نظر موسیقایی
صدا از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری عمومی موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود دارای مشخصه های زیرین است:
( 1 ) نواک: مسلما صداهای موسیقیایی می توانند در سطح های مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا می دانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان تر بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک می گویند.
( 2 ) دیرند : به ارزش زمانی کشش صدا دیرند میگویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید می آید.
( 3) شدت : صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود.
( 4 ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود ندارد. 
الفبای موسیقی
هنر موسیقی دارای این خصیصه است که به یاری خطی ویژ به نام "خط موسیقی" می توان آن را ثبت کرد. این خط کم و بیش مانند خطهای دیگر، از نشانه های قراردادی استفاده کرده و همانند آنها همواره رو به تکامل رفته است. از این رو علاقمندان به فراگیری موسیقی ناگزیرند این نشانه ها را بشناسند تا با تمرین بسیار، رفته رفته به خواندن این خط آگاهی و تسلط یابند.
خط موسیقی (بر خلاف اکثر خط های گوناگون زبان های مختلف دنیا) خوشبختانه خطی بین المللی است. بنابراین هر گاه مثلا موسیقی ایرانی یا ژاپنی یا هر کشور دیگری با این خط نوشته شود، موسیقی دانان ایران، آلمان یا هر کشور دیگر جهان می توانند آن را بخوانند. البته بسته به تفاوتهایی که انواع موسیقی ها با هم دارند، گاه علامتهای بومی نیز در آن وارد میشود که بعدا" به آن هم می پردازیم.
نام نت ها
در استاندارد نت نگاری موسیقی کلاسیک که بیشتر مربوط به موسیقی های ساخت موسیقیدانان اروپایی، از زمان باخ تا اواخر دوره رومانتیک است، برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد، این نام های هفت گانه در برخی کشورهای غربی با کلمات تک هجایی و در برخی به صورت الفبایی به شرح زیر تلفظ می شوند:
| A | B | C | D | E | F | G |
| لا (la) | سی (si) | دو (do) | ر (re) | می (mi) | فا (fa) | سل (sol) |
مهندسین و معماران سازنده ساختمان در دنیا با استفاده از بتن سبک در قسمت های مختلف بنا با سبک کردن وزن ساختمان به طور مستقیم ( به لحاظ سبکی ویژه این نوع بتن ) و صرفه جویی در مصرف انرژی بطور غیر مستقیم ( به لحاظ عایق بودن این نوع بتن در مقابل سرما و گرما و در نتیجه کاهش میزان مواد سوختی ) , از لحاظ اقتصادی امروزه گام های بلند و مهمی برداشته اند .
خانم مهندس آزاده شفاعی د ر مقاله ای به معرفی فوم بتن ( بتن کفی ) و ذکر خواص ویژه آن پرداخته اند.
ایشان در این مقاله می نویسد: فوم بتن مصالحی است جدید که برای مصارف مختلف در ساختمان بکار می رود.باید اشاره کرد خواص فیزیکی منحصر به فرد این محصول ، آن را بتنی سبک و عایق با مقاومت لازم و کیفیت مطلوب می نماید . این محصول از ترکیب سیمان , ماسه بادی (ماسه نرم ) , آب و فوم ( ماده شیمیائی تولید کننده کف ) تشکیل می شود . ماده کف زا در ضمن اختلاط با آب در دستگاه مخصوص , با سرعت زیادی , حباب های هوا را تولید و تثبیت نموده و کف حاصل که کاملا پایدار می باشد در ضمن اختلاط با ملات سیمان و ماسه بادی در دستگاه مخلوط کن ویژه , خمیری روان تشگیل می دهد که به صورت درجا با در قالب های فلزی یا پلاستیکی قابل استفاده می باشد .لازم به ذکر است این خمیر پس از خشک شدن با توجه به درصد سیمان و ماسه بادی دارای وزن فضایی از 300 الی 1600 کیلو گرم در متر مربع خواهد بود .
گفتنی است ویژگی های عمده فوم بتن را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد::
۱-عامل اقتصادی : سبکی وزن با مقاومت مطلوب فوم بتن یا توجه به نوع کاربرد آن , بطور کلی به لحاظ اقتصادی مخارج ساختمان را میزان قابل ملاحظه ای کاهش می دهد
۲- سهولت در حمل و نقل و نصب قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته با فوم بتن هزینه کمتری را نسبت به قطعات بتنی دربرداشته و نصب قطعات بعلت سبکی آنها . بسیار آسان می باشد
۳- خواص فوق العاده عایق بودن در مقابل گرما , سرما و صدا : فوم بتن به علت پائین بودن وزن مخصوص آن یک عایق موثر در مقابل گرما , سرما و صداست . ضریب انتقال حرارتی فوم بتن بین65 0/0 تا (435/0 k cal / m2 hc می باشد ( ضریب هدایت حرارتی یتن معمولی بین 3/1 تا 7/1 واحد
۴- خصوصیات عالی در مقابل یخ زدگی و فرسایش ناشی از آن و مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و آب : نظر به اینکه فوم بتن در قشرهای سطحی دارای تخلخل فراوان می باشد در نتیجه شکاف های موئین و و درزهای کمتری در سطح ایجاد می شود و اگر پوشش فوم بتن با ضخامت کافی مورد استفاده قرار گیرد در مقابل خطر نفوذ باران و رطوبت مقاومت مطلوبی خواهد داشت .
۵- مقاومت فوق العاده در مقابل آتش : مقاومت فوم بتن در مقابل آتش فوق العاده می باشد .
۶- قابل برش بودن : به دلیل قابل برش بودن با اره نجاری و میخ پذیر بودن آن . کارهای سیم کشی و نصب لوازم
برقی و تاسیسات خیلی سریع و به راحتی قابل عمل خواهد بود .
شایان ذکر است از کاربرد فوم بتن در ساختمان می توا د به موارئد زیر اشاره کرد:
۱- شیب بندی پشت بام
۲- کف بندی طبقات
۳- بلوک های غیر بار بر سبک
۴- پانل های جدا کننده یکپارچه و نرده های حصاری جهت محوطه و کاربری در موارد خاص
دیوار برشی
با نيروهاي جانبي مؤثر بر يك سازه ( در اثر باد يا زلزله ) به طرق مختلف مقابله مي شود كه اثر زلزله بر ساختمانها از ساير اثرات وارد بر آنها كاملا متفاوت مي باشد . ويژگي اثر زلزله در اين است كه نيروهاي ناشي از آن به مراتب شديدتر و پيچيده تر از ساير نيروهاي مؤثر مي باشند . عناصر مقاوم در مقابل نيروهاي فوق شامل قاب خمشي ، ديوار برشي و يا تركيبي از آن دو مي باشند . استفاده از قاب خمشي به عنوان عنصر مقاوم در مقابل نيروهاي جانبي بخصوص اگر نيروهاي جانبي در اثر زلزله باشند احتياج به جزئيات خاصي دارد كه شكل پذيري كافي قاب را تأمين نمايد .اين جزئيات از لحاظ اجرايي غالبا دست و پاگير بوده و در صورتي مي توان از اجراي دقيق آنها مطمئن شد كه كيفيت اجرا و نظارت در كارگاه خيلي بالا باشد از لحاظ برتري مي توان گفت كه ديوار برشي اقتصادي تر از قاب مي باشد و تغيير مكانها را كنترل مي كند در حالي كه براي سازه هاي بلند قاب به تنهايي نمي تواند در اين زمينه جوابگو باشد . حال به ذكر چند نمونه از ديوارهاي برشي مي پردازيم :
1-ديوار هاي برشي فولادي : بعضي مواقع ورقهاي فولادي به عنوان ديوارهاي برشي بكار مي روند . براي جلوگيري از كمانش موضعي چنين ديوارهاي برشي فولادي لازم است از تقويت كننده هاي قائم و افقي استفاده شود.
2-ديوارهاي برشي مركب : ديوارهاي برشي مركب شامل : ورقها ي تقويت شده فولادي مدفون در بتن مسلح ، خرپاهاي ورق فولادي مدفون در داخل ديوار بتن مسلح و ديوارهاي مركب ممكن ديگر ، كه تماما با يك قاب فولادي و يا با يك قاب مركب تؤام هستند مي شود .
3- ديوارهاي برشي مصالح بنايي : از دير زمان در ساختمانهاي مصالح بنايي از ديوارهاي مصالح بنايي توپر غير مسلح استفاده مي شده است ولي روشن شده است كه اين ديوارها از نقطه نظر مقاومت در مقابل زلزله ضعف دارند و لذا اكنون به جاي آنها از ديوارهاي برشي مسلح نظير ديوارهاي با آجر تو خالي و پر شده با دوغاب استفاده مي شود . 4-ديوارهاي برشي بتن مسلح : نوع ديگري از ديواهاي برشي ، ديوارهاي برشي بتن مسلح است كه در اين مقاله به آن مي پردازيم. يكي از مطمئن ترين روشها براي مقابله با نيروهاي جانبي استفاده از ديوار برشي بتن مسلح است . ديوار برشي به عنوان يك ستون طره بزرگ و مقاوم در برابر نيروهاي لرزه اي عمل مي كند و يك عضو ضروري براي سازه هاي بتن مسلح بلند و يك عضو مناسب براي سازه هاي متوسط و كوتاه مي باشد . انواع ديوار برشي بتن مسلح : دو نوع ديوار برشي بتن مسلح وجود دارد : 1-ديوار برشي در جا : در ديوار برشي در جا به منظور حفظ يكنواختي و پيوستگي ميلگرد هاي ديوار ، به قاب محيطي قلاب مي شوند . 2-ديوار برشي پيش ساخته : در ديوار هاي برشي پيش ساخته يكنواختي و پيوستگي با تهيه كليه هاي ذوزنقه شكل در طول لبه هاي پانل و يا از طريق اتصال پانلها به قاب توسط ميخهاي فولادي صورت مي گيرد . تأثير شكل ديوار : تعبيه بال در ديوارها براي پايداري و شكل پذيري سازه بسيار مفيد مي باشد